• امروز : یکشنبه - ۱۰ فروردین - ۱۴۰۴
  • برابر با : 1 - شوال - 1446
  • برابر با : Sunday - 30 March - 2025
1

یک بام و دو هوا 

  • کد خبر : 10049
یک بام و دو هوا 
ایا حق این گونه تحصن های غیر قانونی  حتی برای یکروز  چه برسد به  48 روز برای همه گروهای مردمی محفوظ است یا اینکه استانداردهای دوگانه در اینجا نیز مشروعیت دارد؟

پایان تحصن  زنان علیه زنان  که بیش از یک ماه بدون مجوز قانونی برگزار شد و فرماندار تهران آن را غیرقانونی اعلام کرده بود . اما معترضان مدعی بودند برای مطالبه ابلاغ قانونی آمده‌اند که به دستور دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی متوقف شده است. گزارش‌ها حاکی است که در  این تجمع  افرادی از شهر‌های مختلف از جمله تهران، مشهد، ایلام، بوشهر و اصفهان حضور داشته اند.

آنچه در ابتدا به عنوان یک تجمع چند ساعته برنامه‌ریزی شده بود، به تدریج به یک تحصن طولانی‌مدت  در نزدیکی مجلس تبدیل شد .  این تحصن‌کنندگان که خود را “بانوان مؤمن و انقلابی” می‌خواندند، با  توجیه دغدغه  برای حفظ ارزش‌های حجاب، ۴۸ روز  با تجمع در نزدیکی مجلس، شعار‌هایی در دفاع از حجاب سر می‌دادند و خواستار اجرای قانون مصوب مجلس بودند.

برخورد‌ها و واکنش‌های رسمی

 همانطور که گفته شد مقامات دولتی و انتظامی از ابتدا این تحصن را غیرقانونی اعلام کردند. فرماندار تهران بار‌ها تأکید کرد که این تجمع مجوز قانونی ندارد، اما با این حال، برای چند هفته با آن مدارا شد.

در نهایت . شامگاه ۸ فروردین ۱۴۰۴  نیرو‌های فراجا (پلیس) وارد عمل شدند و تحصن را پس از ۴۸ روز پایان دادند.

، جعفر محمدی   در عصر ایران   نوشت – چند ده نفر به مدت ۴۸ روز در برابر مجلس شورای اسلامی تحصن کردند و خواستار ابلاغ قانون حجاب اجباری شدند. سرانجام پلیس وارد عمل شد و به تعبیر خودش، آنها را جمع آوری کرد و تحصن به پایان رسید.
در این باره چند نکته قابل توجه است:۱- این افراد حق داشتند خواسته سیاسی و اجتماعی شان را اعلام و اظهار کنند و برای این منظور، از حقوقی مانند راهپیمایی، تجمع و تحصن استفاده کنند. نفی این حق، مخالف صریح قانون اساسی است. اما یک نکته کلیدی را نباید از یاد برد: همه ایرانی ها از چنین حقی برخوردارند؛ این که گروهی بتوانند برای خواسته های جناحی شان راهپیمایی، تجمع یا تحصن کنند ولی اکثریت مردم نتوانند خواسته های ملی را در چنین رویدادهایی مطالبه کنند، بی عدالتی است و خشم اکثریت خاموش را علیه اقلیت پر سر و صدا بر می انگیزد.۲ – برخورد پلیس و نیروهای امنیتی با تحصن کنندگان، بسیار اصولی و صحیح بود: مدارا کردند و حتی بعد از این که شورای امنیت کشور مصوب کرد که تحصن پایان باید و برخی تحصن کنندگان با پلیس درگیر شدند، پلیس برخورد خشونت بار نکرد.
این روش باید الگوی خود پلیس در مواجهه با همه کسانی باشد که اعتراض دارند.

۳ – تجمع کنندگان و حامیان سیاسی آنها در این مدت، دست به یک تحریف و مردم فریبی آشکار زدند و البته که حقه شان نگرفت: آنها خود را حامی “حکم الهی حجاب” خواندند و مخالفان را “مخالف حکم خدا” معرفی کردند.
حال آن که موضوع ، نه خود حجاب که یک قانون ضد مردمی بود که توسط اقلیتی تصویب شده و قرار بود بر کل مردم ایران تحمیل شود که مسعود پزشکیان مقابلش ایستاد و گفت که نه ابلاغش می کند و نه اجرایش.
در واقع، مخالفان دولت، زمینه ای برای زورآزمایی سیاسی یافتند و بر این باور بودند که اگر بتوانند در این مورد مچ دولت را بخوابانند، می توانند خاکریزهای سیاسی دیگر را هم فتح کنند.

پس کل تحصن و وا اسلاما و وا حجابا گفتن ها، یک بازی مبتذل سیاسی بود و “حجاب” نقابی بود بر این سیاست بازی پوچ و مهمل که هم ضد دین بود و هم ضد ایران.

۴ – کسانی که با حجاب اسلامی می کوشند نحوه خاصی از پوشش را بر زنان جامعه تحمیل کنند، بیش از همه به زنان محجبه ای ظلم می کنند که حجاب را شخصاً و بر اساس باورهای دینی و فرهنگی، انتخاب کرده اند.
داد و قال عده ای بازی خورده سیاسی که حجاب بر سر دارند، نگاه منفی به ویژه در میان نسل جوان نسبت به اصل حجاب و زنان محجبه واقعی ایجاد می کند و این، به زیان اصل حجاب است. کسی چه می داند؟ شاید این طرح زیرکانه مخالفان حجاب باشد که با تبدیل آن به چماق، جوانان را از حجاب متنفر کنند و تفرقه ملی ایجاد کنند!

۵ – انرژی جامعه در طول چند دهه گذشته در دو قطبی های واقعا کاذب هدر رفته است: مرد با ریش و مرد بی ریش ، آستین کوتاه پوش و آستین بلند پوش، یقه باز و یقه بسته، با حجاب و کم حجاب، با حجاب و بی حجاب، حزب اللهی و غیر حزب اللهی و … .
اصل محدود بودن انرژی به ما گوشزد می کند که نمی توان چنین بازی های انرژی بری را با ابد ادامه داد؛ باید به این تقابل ها پایان داد و با به رسمیت شناختن همه سلائق و رویکردها، توان جامعه را صرف جبران عقب افتادگی ها و فرسودگی هایی کرد که آثار آن را در همه جای ایران می توان دید. ما ، آنقدر درگیر حواشی و دو قطبی ها شده ایم که از اصول غافل شده ایم و ناگهان به خود آمده ایم و دیده ایم حتی همسایگانی که روزگاری حسرت ما را می خوردند، فرسنگ ها از ما جلو افتاده اند و ما ، اکنون چاره ای نداریم جز این که همه حواس و اراده و انرژی ملی مان را صرف توسعه کنیم و الا شاید دیگر ، فرصتی برای برخاستن برای ایران ما پیش نیاید.
یادمان باشد سازندگان دو قطبی های کاذب، دشمنان واقعی ایران و مردم ایران هستند ولو آن که این دو قطبی ها را با نقاب های ملی یا دینی عرضه کنند ؛ در دام شان نیفتیم/

اما در هر صورت  باز هم این سوال مهم از سوی متولیان امور بی پاسخ ماند ، ایا حق این گونه تحصن های غیر قانونی  حتی برای یکروز  چه برسد به  ۴۸ روز برای همه گروهای مردمی محفوظ است یا اینکه استانداردهای دوگانه در اینجا نیز مشروعیت دارد؟!

لینک کوتاه : https://zanandiplomacy.ir/?p=10049

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.