• امروز : سه شنبه - ۱۵ آذر - ۱۴۰۱
  • برابر با : 13 - جماد أول - 1444
  • برابر با : Tuesday - 6 December - 2022
1

بحران هویت و مشروعیت در جامعه را جدی بگیریم

  • کد خبر : 4432
بحران هویت و مشروعیت در جامعه را جدی بگیریم
یک نظام نیز برای انسجام و بقا نیازمند احترام به همه سلایق و مدیریت این سلایق در حوزه ای مختلف است و ندیدن و یا تحریک گروهی بر علیه گروه دیگر ٬  زمینه سازی برای خط کشی  و تاکید بر مخالفین و موافقین به معنی از دست دادن ظرفیت هایی است که حتی با وجود اختلاف سلایق می تواند در اختیار یک نظام قرار گیرد و هر گونه تاکید ویا تلقین مخالفت دودش به چشم همه خواهد رفت.

در حوادث اخیر که بدون شک زمینه آن  چندین دهه  توسط  عملکرد غلط مدیران آموزشی و فرهنگی و بویزه با غفلت از تمامی نکاتی که در اجرای آموزه دینی امر به معروف و نهی از منکر مورد تاکید است ٬مهیا شده است ٬ آتشی زیر خاکستر عکس العمل این غفلت  شکل گرفت  که  از یکطرف  با بروز مشکلات دیگر از قبیل  دایره گسترده مجرمیت  در عرصه سیاسی اجتماعی  و به تبع  آن تضعیف حس امنیت روانی و  از طرف دیگر کوچک شدن بی حد و مرز سفره های مردم   در  عرصه امنیت رفاهی   ٬ هر از چند گا شعله ور میشود و غالبا از سوی مدیران ارشد با پرداختن به معلول ها  و بعضا تحلیل های یکجانیه نگر  دوباره مجالی برای زبانه کشیدن پیدا می کند. نکته دیگر عدم تعریف یک مکانیسم اعتراض و شنیدن صدای مردم در مواقع یحران است ٬که مجددا بحران را مضاعف میکند.

قدر مسلم وقتی اعضای یک خانواده در جنبه های مختلف حس  امنیت  داشته باشند ٬  این حس  مانع از  زمینه اعتراض خصمانه و خشونت بار   بعلت  کاستی ها می شود .اما اگر پدر و مادر بعنوان مدیران خانه  قوانینی را بدون در نظر گرفتن ظرفیت اعضای خانواده وتنها بر اساس تشخیص و یا میل خود بر فرندان  اعمال کنند  و تنها با توجیه این ادعا که آنان صلاح فرزندان را بهتر می دانند ٬ با یک رابطه خشک و چکشی  نظر آنان را نادیده بگیرند و در تمامی موارد خود را از مشورت با آنان بی نیاز فرض کنند٬ به مرور حس امنیت و همدلی و تعلق را ار فرزندان خود سلب می کنند و زمینه اطمینان آنان به دیگران را فراهم می کنند.جامعه نیز بعنوان یک خانواده بزرگ که نیازمند حس امنیت و تعلق برای انسجام پایدار و مستمر می باشد ٬ از این نوع نگاه مستثنی نیست!

آگر مدیران ارشد در حوزه های متفاوت بعنوان پدر و مادری فرض شوند که امور فرزندان به آنان سپرده شده است ٬ فرزندانی که در نگاه خالق تنها امانتی در دستان پدر و مادر هستند و بر خلاف تفکر معمول که حس مالکیت نسبت به آنان وجود دارد و همین حس است که غالبا باعث می شود تا والدین هر نوع اعمال سلیقه و خواست خود را در اولویت قرار دهند . و به همین خاطر در اکثر خانواده ها   یا والدین حاکم هستند و یا در اثر سرکشی فرزندان از اوامر والدین ٬ آنان حاکمند ٬ یک رابطه متعادل بدون افراط و تفریط  ٬و محبت آمیز مبتنی بر صمیمت  و همدلی که  ضرورت امر پرورش در اکثر موارد است ٬ وجود ندارد . در جامعه نیز به همین منوال است و در بروز وقایع مختلف عقل حکم می کند اول روابط در این خانواده بزرگ مورد بررسی قرار گیرد.هر کجا صدایی بلند می شود ٬ اول باید بدنبال علت گشت ٬ اول باید روابط درون یک خانواده مورد مطالعه قرار بگیرد و متهم دانستن فرزندان بدون در نظر گرفتن سهم پدر و مادر در اعتراض بوجود آمده ٬یعنی زمینه سازی برای استمرار اعتراض ٬

از دست رفتن درک متقابل و سرگشتگی هویت ٬که زمینه ساز بحران هویت یعنی عدم حس تعلق به خانواده و بحران مشروعیت یعنی از دست رفتن مقبولیت و حقانیت پدر و مادر است !

حال در رابطه با یک جامعه نیز اگر عملکرد مدیران ارشد به گونه ایی باشد که علقه مردم تضعیف شود  ٬ خود را از نظام جدا بدانند و به عبارتی بین خود و سیستم خط کشی کنند ٬.بی تفاوتی و از دست رفتن انسجام و یکپارچگی بوجود می آید که اصطلاحاْ گفته می شود در اینجا بحران هویت شکل گرفته است  و اگر این بحران درمان نشود و برنامه ریزان از آن غفلت کنند و یا با پرداختن به معلول ها مردم را مقصر جلوه دهند ٬زمینه بحران مشروعیت را فراهم می کنند .مهم ترین فاتکتور برای یقای یک نظام سیاسی حفظ مشروعیت است.آگر مشروعیت یا به عبارتی حقانیت نظام های سنتی با مبنای الهی بودن قابل حفظ بود ٬ امروز این امر نمی تواند یک فاکتور صد در صد برای بقای یک حکومت باشد و همانند پدر و مادر ٬حمکرانان  برای حفظ خانواده بزرگ جامعه نیازمند اتخاذ سیاست هایی هستند که بدور از نگاه ارباب رعیتی نظام های سنتی ٬ با در نظر گرفتن سلایق متفاوت اقشار مختلف و احترام به آنان اعتمادی را زمینه سازی کنند که در بر گیرنده  آحاد مردم باشد و  بتواند مانع از بی تفاوتی  و از دست رفتن علقه به نظام باشد.

اگرچه بعضی از اندیشمندان بر این اعتقاد هستند که تاریخ تکرار نمی شود اما آموزه قرآن با تاکید بر خواندن سرنوشت  پیشینیان و عبرت گرفتن از آنان  ٬ می آموزد که تاریخ قابل تکرار است وتنها شکل آن متفاوت می شود ٬ چرا که نقاط قوت و ضعف انسان نیز در تمام دوران یکسان بوده و بطور مثال  در سقوط نظام های سیاسی همانگونه که مردم  قابل فریب بوده اند ٬ حاکمان نیز باغفلت  از ضرورت اعتماد تمام جمعیت  و توهم قدرت مطلق زمینه انحطاط نظام های حاکم را ایجاد کرده اند .د ر طول تاریخ هیچ حکومتی با اعمال انحصار و یک جانبه نگری  نتوانسته است ٬ بقای خود را حفظ کند.در نظام جهانی که روابط حول محور  منافع و قدرت می گردد٬ بیشترین قدرت بواسطه  اعتماد وتعلق مردم به یک نظام شکل می گیرد و هر گونه پیشرفت در زمینه های مختلف بدون این اعتماد نمی تواند تقویت کننده حس تعلق به یک نظام را ایجاد کند.لذا همان گونه که والدین برای حفظ خانواده باید سلایق مختلف فرزندان را مدیریت کنند و اجازه ندهند ٬اختلاف سلیقه ها موجب از هم پاشیده شدن خانواده شود٬ یک نظام نیز برای انسجام و بقا نیازمند احترام به همه سلایق و مدیریت این سلایق در حوزه ای مختلف است و ندیدن و یا تحریک گروهی بر علیه گروه دیگر ٬  زمینه سازی برای خط کشی  و تاکید بر مخالفین و موافقین به معنی از دست دادن ظرفیت هایی است که حتی با وجود اختلاف سلایق می تواند در اختیار یک نظام قرار گیرد و هر گونه تاکید ویا تلقین مخالفت دودش به چشم همه خواهد رفت .هنر یک نظام باید در مدیریت سلایق مختلف و جذب حداکثری باشد٬ همانگونه که والدین موفق برای حفظ  منافع یک خانواده که  در مقایسه با حقوق و جایگاه خودشان ٬در الویت است٬ همه را به یک چشم نگاه کنند ٬جامعه نیز نبازمند این مدیریت است و همه باید احساس کنند که بطور نسبی از احترام و حقوق برابر بر خوردارند و کشور فقط متعلق به یک نگاه و سلیقه خاص نیست و متعلق به همه اقشار است و همانگونه که برای همه مردم  فارغ از نوع بینش و غیره  ما لیات برای آبادانی کشور  در نظر گرفته میشود٬ احترام به حقوق تک تک افراد نیز به گردن حاکمان است.

در بعد خارجی نیز دوباره مثال خانواده مصداق دارد. هر خانواده نسبت به توانمتدی ها  و داشته ها یش مورد حسادت ٬بخل و کینه  دیگران قرار می گیرد و  یا مورد تحسین دوستانش قرار می گیرد .ازطرف دیگر نقص هایش ابزاری برای تحقیر و تخریبش می شود  و نمی تواند انتظار داشته باشد که بد خواهان مانند دوستان نکات قوت را ببیند. لذا والدین مدبر یک خانواده معمولا تلاش می کنند  تا از طریق مروت با دوستان و مدارا با بد خواهان ترکش ها ی بسوی خانواده را به نوعی مدیریت کنند تا  مانع از تحریک صفات رذیله بد خواهان شوند. وازه مدارا دقیقا یعنی پرهیز از تحریک کسانی که آماده ضربه زدن به خانواده هستند و به هیچ وجه به معنی عبور از اصول نیست!

 

 

لینک کوتاه : https://zanandiplomacy.ir/?p=4432

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.